به گزارش مازنداصناف، ساعت حوالی ۸ صبح، از ساری راه میافتیم؛ مقصد، شهرک صنعتی جمشیدآباد آمل است؛ شهرکی که برخلاف بسیاری از شهرکهای صنعتی، واحد راکد ندارد و همه واحدهای آن در مدار فعالیت هستند.
حدود دو ساعت بعد، پس از عبور از جاده آمل به محمودآباد، وارد جاده فرعی میشویم که ابتدای آن روی تابلو نوشته است: «شهرک صنعتی جمشیدآباد ـ ۴ کیلومتر»؛ دو سوی مسیر را شالیزارهای سرسبز گرفته، و کمی بعد، وارد شهرک میشویم؛ نبش خیابان صنعت ۴، جایی که پشت درهای سولهها، تولید در سه شیفت ادامه دارد، محصولات از آمل راهی بازارهای داخلی و خارجی میشوند... مقصد نخست، واحد صنعتی «رنگینپلاست آمل».
سفر رسانهای ما از ساری به مقصد جمشیدآباد، فرصتی برای دیدن بخشی از چرخه تولید در آمل، شنیدن روایت صاحبان صنایع از ظرفیتهایشان و البته شنیدن مشکلاتی که گاه درست در کنار دستگاههای روشن و خطوط تولید فعال، خودنمایی میکنند.

وردان، مدیر کارخانه رنگینپلاست آمل، در ابتدای بازدید توضیح میدهد که این مجموعه در زمینه تولید و چاپ بستهبندیهای منعطف فعالیت دارد؛ بستهبندیهایی که در صنایع غذایی، از لبنیات گرفته تا کشتارگاهی، بستهبندی مرغ و قطعهبندی گوشت مورد استفاده قرار میگیرند.
او ما را ابتدا به بخش انبار نیمهساخت میبرد؛ جایی که رولهای تولیدشده پس از خروج از بخش تولید، بر اساس سفارش مشتری برای مراحل بعدی آماده میشوند و سپس به بخش چاپ و دوخت میروند.
سه سوله در این بخش حدود سه هزار مترمربع وسعت دارند و هزار مترمربع فضای انبار نیز در پشت مجموعه قرار گرفته است؛ در مجموع حدود چهار هزار مترمربع فضا در اختیار این واحد صنعتی است.

رنگینپلاست در شرایط عادی توان تولید حدود ۶۰۰ تن محصول در ماه را دارد و خروجی آن حدود ۵۰۰ تن اعلام میشود. مجموعهای که برای تولید، به مواد اولیه پتروشیمی وابستگی مستقیم دارد و همین وابستگی، یکی از مهمترین بخشهای روایت مدیر کارخانه از مشکلات تولید است.
وردان میگوید: مواد اولیه از پتروشیمی و بورس تأمین میشود، اما در ماههای اردیبهشت و خرداد، به دلیل دشواری تأمین، کارخانه ناچار شده بخشی از مواد مورد نیاز خود را از بازار آزاد و حتی با قیمتهایی تا دو برابر نرخ عرضه در بورس تهیه کند.
مشکل فقط گرانتر خریدن مواد اولیه نیست؛ وقتی ماده اولیه گران میشود، قیمت تمامشده محصول نیز بالا میرود و این افزایش در نهایت به زنجیره فروش و مصرفکننده نهایی منتقل میشود. از سوی دیگر، خرید نقدی مواد اولیه با قیمتهای بالاتر، نقدینگی کارخانه را تحت فشار قرار میدهد.

مدیر رنگینپلاست میگوید: مشتریان این مجموعه پیش از این بر اساس روالهای یکماهه یا ۴۵ روزه با کارخانه کار میکردند، اما وقتی مواد اولیه باید نقدی و با قیمت بالاتر خریداری شود، فشار مالی آن به تولیدکننده منتقل میشود و طبیعی است که این مسئله بر سفارشگذاری و گردش نقدینگی اثر بگذارد.
با وجود این فشارها، یک تصمیم در این کارخانه جدی بوده است: حفظ نیروی انسانی.
در دورهای که سفارشها کاهش پیدا کرده، ساعت کار خطوط نیز پایین آمده، اما به گفته مدیر مجموعه، حتی یک نفر از کارکنان تعدیل نشده است. «بچهها را نگه داشتیم»؛ حتی اگر کاری برای تولید وجود نداشته، کارکنان برای نظافت و آمادهسازی دستگاهها در کارخانه حضور داشتهاند.
تعداد نیروی مستقیم مجموعه در توضیحات مدیر کارخانه بین حدود ۱۱۰ تا ۱۲۰ نفر اعلام میشود.
اما مشکل دیگری هم در میان است؛ برق.
قطعی برق در این واحد، هفتهای یک روز اتفاق میافتد و همین موضوع برنامه کاری کارکنان را تحت تأثیر قرار داده است. وقتی روز قطعی برق با تعطیلی معمول کارکنان همزمان شود، از نظر دستگاه تفاوتی میان یکشنبه و جمعه وجود ندارد، اما برای کارگری که خانواده دارد، تغییر روز تعطیل میتواند مسئلهساز باشد.
به گفته وردان، شاید این مسئله مستقیماً دستگاه را تحت تأثیر قرار ندهد، اما ذهن و زندگی نیروی انسانی را درگیر میکند.
با این حال، وقتی از او میپرسیم مهمترین مشکل چیست، پاسخ روشن است: نقدینگی و تأمین مواد اولیه.

مقصد بعدی، شرکت «تابش پایدار» است؛ مجموعهای که مصطفی قمی، مدیر کارخانه، درباره آن توضیح میدهد.
تابش پایدار در زمینه تولید لوازم و تجهیزات مرغداری و گلخانهای فعالیت میکند؛ از تأمین مواد اولیه و تزریق گرفته تا تولید قطعات، بخش عمده فرآیند در همین مجموعه انجام میشود.
قمی میگوید: این مجموعه تاکنون حدود یکهزار و ۲۰۰ قطعه و محصول مختلف تولید کرده و حدود ۲۰ نفر بهصورت مستقیم در این واحد مشغول به کار هستند. بخشی از کارها نیز به شکل برونسپاری و در منازل انجام میشود و حدود ۲۰ نفر دیگر در این بخش با مجموعه همکاری دارند.

اما داستان تابش پایدار فقط به بازار داخل محدود نمیشود.
محصولات این واحد از آمل به ارمنستان، جمهوری آذربایجان، عراق و افغانستان صادر میشود و صادرات بخش مهمی از فعالیت این مجموعه را تشکیل میدهد.
قمی میگوید: حدود ۳۰ سال است در این حوزه فعالیت دارند و بازار داخلی نیز در استانهای مختلف برقرار است، اما صادرات برای مجموعه اهمیت ویژهای دارد.

با وجود این ظرفیت، مشکلات تولید کم نیستند؛ مواد اولیه، نیروی کار و برق سه ضلع اصلی مشکلات این واحد هستند.
مدیر کارخانه از قطعی حدود دو روز برق در هفته میگوید؛ مسئلهای که مستقیماً تولید را تحت تأثیر قرار میدهد. از طرف دیگر، پیدا کردن نیروی کار در این منطقه آسان نیست و تأمین نیروی انسانی نیز به یک چالش تبدیل شده است.
اما باز هم پای مواد اولیه به میان میآید؛ موادی که بخش عمده آن از پتروشیمی تأمین میشود و شرایط ناشی از جنگ و اختلال در زنجیره تأمین، مشکلات واحدهای تولیدی را بیشتر کرده است.

در ادامه مسیر، نوبت به گروه صنعتی ثانی پلاست میرسد؛ مجموعهای متشکل از سه واحد تولیدی مجزا که در حوزه محصولات و پروفیلهای دکوراتیو پلیمری صنعت ساختمان فعالیت میکند.
عماد ثانی، مدیرعامل گروه صنعتی ثانی پلاست، توضیح میدهد: این مجموعه در سه فاز فعالیت دارد و تولید آن به شکل سهشیفته و شبانهروزی انجام میشود.
واحد نخست، انواع دیوارپوش و ابزارهای دکوراتیو از جنس PVC تولید میکند؛ از دیوارپوشها و والپنلها گرفته تا ابزارها و ملزومات وابسته.
واحد دوم به تولید پروفیلهای دکوراتیو از جنس پلیاستایرن اختصاص دارد و واحد سوم، تولید انواع ماربلشیت یا سنگ مصنوعی از جنس PVC را انجام میدهد.
مساحت کل مجموعه حدود دو هکتار است و حدود ۱۴۰ نیروی بیمهشده بهصورت رسمی در سه شیفت فعالیت میکنند. برای هر یک از سه واحد نیز پروانه بهرهبرداری جداگانه دریافت شده است.
گروه صنعتی ثانی پلاست ۳۹ محصول تولید میکند و ظرفیت تولید اعلامی مجموعه حدود ۴۰ هزار تن است.
اما شاید جذابترین بخش روایت ثانی پلاست، جایی باشد که مدیرعامل از صادرات میگوید.
این مجموعه در حال حاضر به هشت کشور صادرات مستقیم دارد و حتی دو ماه پیش، یک محموله ماربلشیت به هلند صادر کرده است؛ محمولهای که به دلیل محدودیتهای ناشی از تحریم، ابتدا به ترکیه رفت و سپس از ترکیه به هلند ارسال شد.
در این کارخانه، ماده پتروشیمی فقط یک ماده اولیه نیست؛ قرار است به محصولی با ارزش افزوده بالاتر تبدیل شود.
ثانی میگوید: تحریمها، تخصیص ارز، حوالههای ارزی و نوسانات نرخ ارز از مهمترین مشکلات تولید هستند. پس از شرایط جنگی نیز کمبود برخی مواد اولیه، بهویژه PVC، مشکلات تازهای ایجاد کرده است.
به گفته او، در شرایط فعلی حدود ۴۰ درصد نیاز مواد اولیه این مجموعه از طریق واردات تأمین میشود و بخشی از این مواد از ترکیه وارد میشود و بخش دیگر از تولید داخلی تأمین میشود.
با همه این مشکلات، خطوط تولید ثانی پلاست در دوران جنگ متوقف نشدهاند و حتی یک نیرو نیز تعدیل نشده است؛ تولید داخلی ادامه داشته و محمولههای صادراتی نیز ارسال شدهاند.

در بخشی از بازدید، توضیحات مدیرعامل به ماربلشیت میرسد؛ محصولی که از PVC ساخته شده و یکی از محصولات شاخص سانپلاس است.
ماربلشیت سبک، ضد اشتعال و نصب آن آسان است. یک تخته با ابعاد حدود یک متر و ۲۰ سانتیمتر در دو متر و ۸۰ سانتیمتر، حدود ۱۳ تا ۱۴ کیلوگرم وزن دارد؛ در حالی که حمل سنگ طبیعی به طبقات بالاتر ساختمان، تجهیزات و نیروی بیشتری نیاز دارد.
ماربلشیت را میتوان بهراحتی جابهجا کرد، رول کرد و حتی با وسایل حمل سبک منتقل کرد.
اما مزیت فقط در وزن نیست؛ تنوع طرح هم قابل توجه است. محصول در حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ طرح تولید میشود.
ثانی میگوید: ثانی پلاست نخستین و تنها مجموعه تولیدکننده ماربلشیت در شمال کشور است و در کل کشور نیز تعداد تولیدکنندگان این محصول محدود است.
از نگاه او، اهمیت این محصول فقط در زیبایی و کاربرد آن نیست؛ ماربلشیت میتواند بخشی از خامفروشی محصولات پتروشیمی را متوقف کند. ماده خام به جای اینکه به شکل اولیه از کشور خارج شود، در داخل فرآوری شده و به محصولی با ارزش افزوده بیشتر تبدیل میشود.
حتی پایان عمر محصول نیز پایان راه آن نیست. ماربلشیت قابلیت بازیافت دارد و پس از چند سال استفاده میتواند دوباره به چرخه تولید بازگردد و از آن محصولی تازه با طرح و کاربرد جدید تولید شود.

پس از بازدید از واحدهای تولیدی، نوبت به نشست پایانی تور رسانهای میرسد؛ نشستی با حضور حمیدرضا عبدی، مدیر شهرک صنعتی جمشیدآباد و عماد ثانی، رئیس هیئتمدیره شهرک.
اینجا تصویر دیگری از جمشیدآباد ارائه میشود؛ تصویری از شهرکی که نقطه قوت اصلیاش، فعال بودن واحدهای تولیدی آن است.
ثانی میگوید: جمشیدآباد یکی از چهار شهرک صنعتی آمل است و در آن واحد راکد وجود ندارد. در توضیحات ارائهشده، تعداد قراردادهای منعقدشده ۵۸ مورد عنوان شد و اعلام شد که واحدهای این شهرک فعال هستند و ۹ واحد دیگر نیز در مرحله اجرای طرح و ساختوساز قرار دارند.
مساحت شهرک حدود ۲۷ هکتار اعلام شد و ظرفیت اشتغال آن نیز حدود ۹۸۰ نفر عنوان شد.
ثانی تأکید میکند : از نظر زیرساختهای داخل شهرک، اقدامات لازم از سوی شرکت شهرکهای صنعتی انجام شده و مشکل جدی در زیرساختهای داخلی وجود ندارد.
اما وقتی صحبت از جاده دسترسی میشود، لحن نشست تغییر میکند.
عبدی، مدیر شهرک صنعتی جمشیدآباد، داستان جاده را به سال ۱۳۹۰ برمیگرداند.
مسیر قدیمی از روستا عبور میکرد و شرکت شهرکهای صنعتی با توجه به مسائل ایمنی، تصمیم گرفت مسیر جدیدی برای دسترسی به شهرک احداث شود.
برای عبور جاده از زمینهای کشاورزی، مذاکراتی با مالکان انجام شد؛ رضایت آنان جلب و هزینههای مربوط پرداخت شد و عملیات زیرسازی مسیر آغاز شد. طول این مسیر حدود دو هزار و ۸۰۰ متر است.
اما داستان از جایی پیچیده میشود که مسئولیت ادامه کار میان دستگاههای مختلف تقسیم میشود.
به گفته عبدی، بر اساس ماده ۸۱، احداث جاده خارج از شهرک بر عهده وزارت راه و شهرسازی است و شرکت شهرکهای صنعتی نمیتواند هزینه اجرای آن را خارج از محدوده شهرک پرداخت کند. به همین دلیل، پس از انجام زیرسازی، مسیر به دستگاه مربوط تحویل داده شد. حدود دو سوم مسیر تکمیل و آسفالت شده، اما یک سوم باقیمانده همچنان منتظر است.
وعدهها هم کم نبودهاند؛ از وعده تکمیل تا پایان شهریور و هفته دولت گرفته تا وعده بهرهبرداری در دهه فجر.
اما هنوز بخش باقیمانده جاده سر جای خود است.
حالا یک مشکل دیگر نیز به این پرونده اضافه شده است؛ حریم رودخانه.
به گفته عبدی، بخشی از مسیر جاده در محدوده حریم رودخانه قرار دارد و شرکت آب منطقهای مازندران موضوع حق حریم را مطرح کرده است؛ مسئلهای که فعلاً اجرای بخش باقیمانده جاده را متوقف کرده است.
مدیر شهرک معتقد است: اگر عزم جدی برای اجرای کار وجود داشته باشد، بخش باقیمانده جاده میتواند در مدت کوتاهی تکمیل شود، اما ادامه مکاتبات و وعدهها، این پروژه را سالها معطل نگه داشته است.

عماد ثانی نیز، جاده را مهمترین مطالبه شهرک عنوان میکند.
او میگوید: سالهاست مسئولان مختلف، از استانداران و فرمانداران گرفته تا مدیران دستگاههای دولتی، از این شهرک بازدید کردهاند، مشکلات را شنیدهاند و وعدههایی برای حل آن دادهاند، اما جاده همچنان به نتیجه نرسیده است.
از نگاه او، مسئله فقط آسفالت یک مسیر نیست. جاده یعنی امکان توسعه واحدهای تولیدی، یعنی رفتوآمد آسانتر نیروی انسانی، یعنی جابهجایی مواد اولیه و محصولات، یعنی ایجاد اشتغال و ارزش افزوده بیشتر و یعنی باز شدن مسیر برای سرمایهگذاریهای تازه.
او از خبرنگاران میخواهد این مطالبه را جدی پیگیری کنند؛ مطالبهای که به گفته او سالهاست میان دستگاههای مختلف دستبهدست میشود.
ثانی در عین حال تأکید میکند: شرکت شهرکهای صنعتی از ابتدای پروژه پای کار بوده و اگر پیگیریهای این شرکت نبود، همین میزان از جاده نیز ساخته و تحویل نمیشد؛ اما اکنون بخش کوچکی از مسیر باقی مانده که حل آن در اختیار وزارت راه و شهرسازی و دستگاههای مرتبط است.
تور رسانهای جمشیدآباد در حالی به پایان میرسد که تصویر این شهرک، ترکیبی از دو واقعیت به ظاهر متضاد است.
از یک سو، در دل این ۲۷ هکتار، واحدهایی فعالاند که برخی یک شیفت، برخی دو شیفت و برخی سه شیفت کار میکنند؛ از بستهبندی مواد غذایی و تجهیزات مرغداری گرفته تا دیوارپوش، پروفیل دکوراتیو و ماربلشیت. محصولاتی که بخشی از آنها در بازار داخل مصرف میشوند و بخشی دیگر از آمل راهی ارمنستان، آذربایجان، عراق، افغانستان، ترکیه و حتی اروپا میشوند.
از سوی دیگر، همین واحدهای فعال با قطعی برق، کمبود نیروی کار، نوسان قیمت ارز، دشواری تأمین مواد اولیه، مشکلات نقدینگی و تحریمها دستوپنجه نرم میکنند.
و درست بیرون از این شهرک، جادهای ایستاده که بخشی از آن سالهاست تکمیل نشده است.
صبح که از ساری حرکت کردیم، چهار کیلومتر مانده به شهرک، تابلوی «شهرک صنعتی جمشیدآباد» را دیدیم و بعد از میان شالیزارها به ورودی رسیدیم. حالا در پایان بازدید، شاید مهمترین تصویری که از این شهرک با خود میبریم، نه فقط دستگاههای در حال کار و سولههای پر از محصول، بلکه همان جادهای باشد که هنوز ادامهاش نرسیده است.
«جمشیدآباد» نشان داد که میتوان تولید کرد، اشتغال ایجاد کرد و حتی در شرایط دشوار به بازارهای خارجی رسید؛ اما برای ادامه این مسیر، گاهی یک جاده هم به اندازه یک خط تولید اهمیت دارد!
گزارش: مجتبی قربانی
انتهای پیام/
ارسال دیدگاه