به گزارش مازنداصناف و به نقل از پایگاه خبری حرف آنلاین - در سالهای اخیر، تشکلهای بخش خصوصی در حوزه کشاورزی، از جمله مراکز تجارت برنج مازندران در آمل، با هدف حمایت از کشاورزان و توسعه بازار فعالیت میکنند. این مجموعهها به صورت رسمی مأموریت دارند که قیمتها را تثبیت کنند، شبکههای توزیع و فروش را گسترش دهند، کیفیت محصول را ارتقا داده و با ارائه مشاوره فنی، بهرهوری کشاورزان را افزایش دهند.
با این حال، تجربه میدانی و گزارشهای متعدد نشان میدهد که عملکرد بسیاری از این تشکلها در عمل با اهداف اعلامی فاصله دارد و به جای تقویت کشاورزان، اغلب منافع کوتاهمدت خود یا واسطهگری را دنبال میکنند.
یکی از دلایل اصلی این وضعیت، تمرکز بر سود کوتاهمدت است. بسیاری از تشکلها تحت فشار کسب درآمد سریع، محصول کشاورز را با قیمت پایین خریداری کرده و با حاشیه سود بالا در بازار عرضه میکنند. این رفتار نه تنها سهم کشاورز از ارزش افزوده را کاهش میدهد بلکه باعث نوسان قیمت در بازار و افزایش هزینه برای مصرفکننده میشود. ضعف ساختارهای نظارتی و شفافیت پایین نیز کژکارکردی را تشدید میکند؛ بدون نظارت مستقل، مدیران و اعضای تشکلها انگیزه دارند تصمیماتی به نفع خود یا گروه محدود داخلی اتخاذ کنند.
کمبود مشارکت واقعی کشاورزان در تصمیمگیریها نیز یکی دیگر از عوامل مهم است. وقتی کشاورز در فرآیندهای مدیریت و سیاستگذاری دخالت ندارد، تشکلها کمتر ملزم به تحقق اهداف حمایتی میشوند و بیشتر به سمت تصمیمات تجاری و منفعتطلبانه هدایت میشوند. همچنین، وابستگی تشکلها به بازار آزاد و واسطهها، کمبود منابع و توان مدیریتی، و تعارض منافع داخلی میان مدیران، بازرگانان و کشاورزان، عملکرد حمایتی آنها را محدود میکند و باعث میشود تشکلها نقش واقعی خود را در توسعه پایدار و حمایت از کشاورز ایفا نکنند.
با وجود این چالشها، هنوز ظرفیت بالایی برای اصلاح عملکرد تشکلها وجود دارد. افزایش شفافیت، نظارت مؤثر، مشارکت واقعی کشاورزان و تمرکز بر منافع بلندمدت میتواند مسیر این نهادها را از سود کوتاهمدت و کژکارکردی به سمت حمایت پایدار و توسعه بازار هدایت کند. تنها با اصلاح این ساختارهاست که تشکلهای بخش خصوصی میتوانند هم کشاورز را منتفع سازند و هم بازار را به نفع مصرفکننده و اقتصاد منطقه پایدار کنند.
مراکزی مانند مرکز توسعه تجارت برنج در آمل همچنین تلاشهایی در زمینه معرفی برند منطقهای و بستهبندی استاندارد انجام داده است که به توسعه بازار و صادرات محصول کمک میکند. با این حال، گزارشها و مشاهدات میدانی حاکی از آن است که ارتباط کشاورز با این مراکز قطع می شود و با حاشیه سود بالا برای این مجموعه، قیمت در این مرکز با قیمتت بالاترعرضه می شود.
این شیوه، به جای تقویت کشاورزان، موجب کاهش انگیزه آنها، کاهش اعتماد به تشکلها و افزایش بیثباتی بازار میشود. در بلندمدت، مصرفکنندگان نیز متضرر شده و تصویر عمومی از تشکلهای بخش خصوصی آسیب میبیند.
پیامدهای این کژکارکردی گسترده است. از منظر اقتصادی، کشاورزان سهم کمتری از ارزش افزوده دارند و بازار با نوسان و بیثباتی مواجه میشود، ضمن آن که قیمت نهایی برنج برای مصرفکننده افزایش مییابد. از منظر اجتماعی و صنفی، اعتماد کشاورزان به تشکلها تضعیف میشود و تضاد منافع بین مرکز و کشاورزان افزایش مییابد؛ این وضعیت ممکن است موجب شکلگیری تشکلهای مستقل جایگزین و کاهش مشارکت کشاورزان شود.
از منظر بازاری و برندینگ، رفتارهای منفعتطلبانه و عدم استانداردسازی مناسب میتواند به برند منطقهای و ملی برنج مازندران آسیب وارد کند و فرصتهای صادراتی را محدود نماید. نهایتاً، از منظر نهادی، ضعف شفافیت و پاسخگویی و تمرکز بر سود کوتاهمدت به جای حمایت پایدار از کشاورزان، مشروعیت مرکز و اعتماد عمومی به تشکلهای بخش خصوصی را تحت تأثیر قرار میدهد.
با این حال، مرکز تجارت برنج مازندران هنوز ظرفیت بالایی برای ایفای نقش حمایتی و توسعهای دارد. موفقیت آن در گرو تواناییاش در ترکیب اهداف حمایتی با عملکرد شفاف و عادلانه است.
ایجاد سازوکارهای نظارتی، شفافسازی قیمتها و قراردادها، توسعه خدمات آموزشی و مشاورهای، توجه به استانداردسازی و برندینگ محصول و تمرکز بر منافع بلندمدت کشاورزان میتواند این مرکز را از کژکارکردی نجات دهد و نقش واقعی آن را در اقتصاد و بازار برنج منطقه تثبیت نماید.
در نهایت، میزان موفقیت این مجموعه به توانایی آن در تحقق اهداف اعلامی، افزایش سهم کشاورزان از ارزش افزوده و تثبیت اعتماد عمومی بستگی دارد و مسیر پیش رو میتواند الگویی برای تشکلهای بخش خصوصی دیگر در حوزه کشاورزی باشد، مشروط بر آن که منافع کوتاهمدت بر اهداف حمایتی و توسعهای غالب نشود.
حکایت تشکلهایی که فقط نام حمایت را یدک میکشند
به گزارش مازنداصناف، برنجکاران مازندران هر فصل با زمین گفتوگو میکنند، اما وقتی نوبت حمایت میرسد، تشکلهایی که باید همصدا باشند، سکوت میکنند؛ سکوتی که از هر بارانی سنگینتر و از هر نارسایی عمیقتر است.
در روزگاری که قیمتها میتازد و زحمت کشاورز به آب مینشیند، تشکلهایی که باید سپر بلای برنجکار باشند، خود به تماشاگرانی خاموش بدل شدهاند؛ و کشاورز تنها مانده در میان آب و گل و بیپناهی.
در میان ردیفهای سبز شالیزار، کشاورز هنوز امید میکارد؛ اما تشکلهایی که باید حامی او باشند، در پیچوخم جلسات و کاغذها جاماندهاند، و این شالیزار است که هر روز بهای این فراموشی را میپردازد.
انتهای خبر/
ارسال دیدگاه