محبت دسته چندم دولت یازدهم به برف زدگان غرب مازندران
يادداشت

محبت دسته چندم دولت یازدهم به برف زدگان غرب مازندران

<p style='text-align: justify;'><span style='font-family: Tahoma;'>&nbsp;متأسفانه بحران برف زدگی مازندران نه تنها نتوانسته پای مقامات&nbsp;قوای مجریه و مقننه و قضائیه را به مازندران بکشاند، بلکه&nbsp;حتی&nbsp;هنوز نتوانسته شاهد حضور&nbsp;وزرای مربوطه مانند وزرای کشور، راه و شهرسازی، نیرو، نفت، بهداشت&nbsp;و نیز روسای سازمانها و سایر دست اندرکاران تأثیرگذاری باشد که حضورشان به مفهوم گره گشایی های مدیریتی و درون ساختاری و نیز تکانه های ستادی برای تقویت مقابله با&nbsp;بحران و همچنین تبعات ناشی از آن مثل سیل و بیماری و ناامنی و گرانی خدمات&nbsp;و غیره&nbsp;است!</span></p>
به گزارش مازند اصناف و به نقل از بلاغ-چندین شهرستان شمالی در منتهاالیه غرب مازندران و شرق گیلان دچار پدیده برف زدگی و تبعات ناشی از آن یعنی قطع امکاناتی مثل آب و برق و گاز و غذا و دارو و درمان و فقدان سایر سوخت ها و نیز انسداد راههای رفت و آمد درون شهری، بین شهری و راههای روستایی شده و بسیاری از شهروندان شمالی در چند شبانه روز متوالی بطور جدی با مرگ دست و پنجه نرم کرده و می کنند!

بارش غیرمنتظره برف که در برخی از نقاط شمال در ۶۰ سال گذشته بی سابقه بوده و میزان آن را از یک و نیم متر تا سه و نیم متر هم ذکر کرده اند، زندگی چندین شهرستان شمالی و غالب روستاها را بطور کامل قفل کرده و بیماران و کهنسالان و کودکان با توجه به تعطیلی و یا کاهش فعالیت های بیمارستانها، مرگ را در چند قدمی خود دیده و می بینند و اگر اهتمام ویژه استاندار و حضور استثنایی و بسیار گسترده و تأثیرگذار نیروهای خدوم بسیج و هلال احمر و سربازان ارتش و نیز مأموران انتظامی و امنیتی و گسیل امکانات محلی شهرداری ها و سایر سازمانهای عملیاتی و شرکت های صاحب امکانات بخش خصوصی نبود، الان معلوم نبود که ما چه آماری از تلفات انسانی را در بحران برف زدگی شمال کشور ثبت می کردیم!؟

تأسف بار ترین نکته این بحران که بطور مضاعف شهروندان غرب مازندران را می آزارد و گاهی هم آن را به فقدان قدرت و مهارت لابی گری مدیران مازندرانی نسبت می دهند، این است که چرا هنوز هیچیک از مقامات عالیرتبه کشوری از هر سه قوه به شمال کشور نیامده تا از نزدیک شاهد مصائب ناشی از بحران مذکور شده و اصطلاحاً به روند ارائه خدمات، سرعت و کیفیت بیشتری ببخشند!

البته اگر چه نمی توان شاکر حضور برخی از مسئولین کشوری در رده های متوسط در متن این بحران پردامنه بود، اما استحقاق و گستردگی مکانی و جمعیتی و نیز عمق مصائب این بحران، بسیار بیشتر از بحران زلزله سه روستای یک استان آذری نشین و یا روستاهای برازجان و جاهای دیگر بوده که غالب مقامات البته در اقدامی بایسته و شایسته در آن مناطق حضور یافته و مواهب خویش را بر آن شهروندان ارزانی داشته اند!

متأسفانه بحران برف زدگی مازندران نه تنها نتوانسته پای مقامات قوای مجریه و مقننه و قضائیه را به مازندران بکشاند، بلکه حتی هنوز نتوانسته شاهد حضور وزرای مربوطه مانند وزرای کشور، راه و شهرسازی، نیرو، نفت، بهداشت و نیز روسای سازمانها و سایر دست اندرکاران تأثیرگذاری باشد که حضورشان به مفهوم گره گشایی های مدیریتی و درون ساختاری و نیز تکانه های ستادی برای تقویت مقابله با بحران و همچنین تبعات ناشی از آن مثل سیل و بیماری و ناامنی و گرانی خدمات و غیره است!

یادم می آید که در دوره دولت هشتم، شخص رئیس جمهور به محض وقوع سیل در نکا که در باریکه رودخانه نکا اتفاق افتاده بود، بلافاصله حضور یافت و با حضور ایشان بسیاری از مشکلات سیل زدگان حل شده بود و در زمان دولت نهم نیز شاهد حضور رئیس جمهور برای حل بحران قطع گاز در مازندران بودیم، اما با این حادثه، چندمین بار است که مازندران در مظلومیت مضاعف قرار گرفته که بطور مشهود سیل شهرستانهای بهشهر و کلاردشت در سال گذشته و در زمان دولت دهم و حالا هم برف زدگی شهرهای متعدد ساحلی در غرب مازندران در دولت یازدهم، مازندران از راه دور مورد محبت قرار می گیرد که طبعاً یک محبت دسته چندم است!

و این در حالی است که جناب آقای رئیس جمهور طی همین مدت محدود مسئولیتش در مناطق زلزله زده غرب و جنوب کشور حضور فیزیکی پیدا کرده و همانند ایشان برخی دیگر از مسئولین نیز حضورشان را در این مناطق به ثبت رسانده اند، اما اینکه چرا این محبت و موهبت ناشی از آن، شامل مازندران نمی شود، همچنان برای ما سؤال است!؟

سؤال دیگر این است که دو قوه از قوای سه گانه در اختیار دو برادر برومند مازندرانی است و آیا جا نداشت که حداقل یکی از این دو برادر دست اندرکار و ذی نفوذ، به مازندران سفر کرده و زخم های مصیبت دیدگان این بحران را التیام داده و با حضورشان روند رسیدگی ها را تسریع می بخشیدند!؟

مصائب ناشی از چنین بحرانی، زمانی مضاعف می شود که بی کسی بحران زدگان نیز بر آن افزوده شود و امروز مازندران و مشخصاً غرب مازندران، مشمول چنین سرنوشت غم انگیزی است که طبعاً نباید استمرار یابد و مقامات گرامی ما که اتفاقاً از جنس همین مردم و مورد اعتماد آنان اند، باید با تغییر برنامه های روتین خود، جایی را باز کرده و به مازندران سفر کنند و در متن بحران برای کاهش تبعات بحران تصمیم بگیرند تا تصمیمات آنان اجرایی شود!

امکاناتی که مناطق بحران زده به آنها نیاز دارند و آقای استاندار هم بر آنها تأکید ورزیده، مثل هلی کوپتر و سایر امکانات از حدود توانایی ها و امکانات استانی مثل مازندران خارج است و قطعاً نیازمند بسیج امکانات ملی و کشوری است و تا دیر نشده باید به داد نیازمندان مصیبت زده رسید!

به هر حال علاوه بر شهرهای شرقی گیلان شهرستانهای غرب مازندران شامل رامسر، تنکابن، عباس آباد، کلاردشت، چالوس، نوشهر و تا حدودی هم شهرهای نور و محمودآباد چشم انتظار حضور مقاماتی هستند که قدوم آنها مبارک و موجب تخفیف آلام و نیز موجب افزایش هماهنگی ها و گسیل امکانات برای کاهش زمان حل بحران و افزایش خدمات ویژه می گردد، بوده و نباید کاری کرد که آنها تصور کنند در بحرانها، شهروندان درجه بندی می شوند!

در پایان جا دارد تا به عنوان یک شهروندان مازندرانی و شاید هم از زبان یکایک مازندرانی ها، ضمن تجلیل همه جانبه صدا و سیما بخاطر میزان و کیفیت پوشش خبری بحران و نیز بطور ویژه از استاندار، فرمانداران، شهرداران و مدیران و کارکنان سازمان های دولتی استان و همچنین بخش خصوصی و مخصوصاً از سپاه کربلای مازندران که به تنهایی فقدان حضور همه مقامات کشوری را جبران کرده اند، سپاسگذار بوده و متواضعانه زبان به تکریم گشایم و از فرماندهی کل سپاه که بر استمرار حضور همه بسیجی ها تا پایان بحران در منطقه تأکید کرده اند، نهایت تشکر و امتنان را بعمل آورم.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه

ارسال دیدگاه