اخبار مازند اصناف پایگاه اطلاع رسانی اصناف مازندران - کد خبر : 774 مورخ:[1391-04-16 15:14:01]
گل نرگس فداي رنگ و بويت...

گل نرگس فداي رنگ و بويت...

آقا بيا تا زندگي معنا بگيرد
شايد دعاي مادرت زهرا (س) بگيرد
آقا بيا تا با ظهور چشم هايت
اين چشم هاي ما كمي تقوا بگيرد....

بگذار صادقانه بگویم کهنسال ‌ترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست تا کی انتظار فرجت را کشم ای یگانه منجی عالم بشریت.
15 شعبانی دیگر فرا رسیده و چشمان بی‌ فروغمان منتظر آن جمعه‌ای است که صدای "اناالمهدی" در فضا طنین‌ انداز شود.
مولای من دلم بی‌ کران از عشق توست و دستانم خالیست برای ظهورت و به راستی آیا خواهد آمد صبح جمعه ‌ای که صدای انا‌المهدی در فضا طنین ‌انداز شود.
دیرگاهی است زمین در انتظاری بی‌پایان، آمدنت را فریاد می‌زند و این روزها که صداقت زیر آوار قساوت به فراموشی سپرده شده است و خاک از خون سرخ عدالت گلگون شده است انتظارت امیدی است بر دل‌های بی ‌قرارمان.

مهدی جان قصه پرغصه فراق و جدایى تو را هر اهل دلى که شنید از درد جانش به خزان نشست، اهل دل که نه، داستان غیبت تو را بر هرسنگ و گیاه و حیوانى که خواندند نیز پژمرده گشت.

چشم‌های انتظارمان بی‌تابانه در حدقه‌های غربت می‌چرخند و لبخندهای شوقمان با قطره‌های اشک که قصه‌گوی فراق توست در هم می‌آمیزد و دل را به امید پگاه حضورت خوش می‌دارد. جهان در تپش آمدنت به لرزه درآمده و بادها پراکنده در هر سو، ستم ‌باره‌های خویش را بر دوش می‌کشند و اهل زمین ثانیه‌ شمارها را مرتب نگاه می‌کنند.

یک منجی، فقط یک منجی است که می‌تواند آنها را از درد، رنج و غم خلاصی بخشد، روزی که عرش از صدای ضجه ستم ‌دیدگان به لرزه درمی ‌آید زمین، چهار ستونش فرو می‌ریزد. خندانند ولی در اعماق روح خویش چیزی ندارند.

جز اشک و عذاب، گریانند ولی نمی‌دانند بهانه این همه سختی و اشک چیست؟ درختان گیسوان پریشان خویش را فصل به فصل به دست زمان می سپارند تا زردی و سرمای زندگی را به ساعت سرسبزی جوانه‌هایشان برساند.

مهدی‌جان نام و یاد تو کلید گشایش درهای ستبر و استوار قلب‌های ماست که به ضرب هزاران شمشیر به تسخیر در نمی‌آید.
مولاجان ای پادشاه خوبان، سخت است هر روز تا آخر هفته روزشماری کنی و روز هفتم بلند شوی و باز هم هیچ کس را در آن سوی جاده نبینی.

 حسرت یک لحظه دیدار، دل‌های شیفتگانت را گداخت و امید وصل تو جان‌های به لب رسیده را به نسیم لطف بنواخت، گوش‌ها منتظر انتشارسرود ظفر و چشم‌ها در اشتیاق دیدار، نفس‌ها در سینه حبس و تو ای حبیب، هم‌چنان در پس پرده غیبت، نهانی و نمی‌دانیم تا کی، آخر تا کی در پس این حجاب می‌مانی.

مهدی جان هر روز صبح جمعه را به شوق آمدنت دعای ندبه می‌خوانیم و اشک فراق می‌ریزیم تا شاید تو از لابه‌لای زیباترین گل‌ها بیایی و جهان را با عطر قدمت خوشبو‌ کنی.

 یگانه حجت خداوند، در این نیمه شعبان ما ضعیفان را دریاب تا از غفلت بیرون آییم و زنگار آن را بزداییم.
مهدی‌جان نه تنها جمعه بلکه تمام روزهای هفته را به انتظار آمدنت هستیم، بگذار تمام روزها و هفته‌ هایمان را شوق
انتظار تو پر کند و یقین دارم آن روز که تو بیایی دیر نخواهد بود، به بهای همین یک لحظه تمام لحظه‌های عمرم قربانی انتظارت باد.

 

» برچسب ها :



مطالب مشابه


مطالب تصادفی

Go to TOP
طراحی و پیاده سازی : کیمیا سامانه
داده پرداز کیمیا