اخبار مازند اصناف پایگاه اطلاع رسانی اصناف مازندران - کد خبر : 6491 مورخ:[1392-08-25 09:40:01]
مرگ بر آمریکا، اصولی ترین شعار انقلاب

مرگ بر آمریکا، اصولی ترین شعار انقلاب

به آمریکایی ها بدبینیم.به آن ها هیچ اعتمادی نداریم.دولت ایالات متحده آمریکا را دولتی غیر قابل اعتماد، دولتی خود برتر بین، دولتی غیر منطقی و عهد شکن، دولتی سخت در پنجه ی تصرف و اقتدار شبکه صهیونیسم بین الملل می دانیم.   امام خامنه ای

به گزارش مازند اصناف و به نقل از بلاغ-"تزویر سکه ای دو روست که یکرویش نقش خدا و بر روی دیگرش شیطان نقش دارد.عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت شیطانش را.و چه خون دل ها خورد علی از این جماعت سر به سجود آیه خوان.یا ایها الذین آمَنواآمِنوا."

آزمون و امتحان یکی از بزرگترین و جاری ترین سنت های الهی می باشند که محدود به هیچ زمان و قومی نبوده و از ازل تا ابد جاری خواهند بود.خداوند از تمام امت ها امتحان می گیرد تا عزمشان را در راه رسیدن به اهدافشان بیازماید.چرا که قاعده ی خداوند در تعیین سرنوشت هر ملتی در آیه ی یازدهم سوره مبارکه رعد بیان شده است که می فرماید:"ان الله لا یغر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم".( رعد/11 )تغییر و اراده ی الهی زمانی درمورد قومی رخ می دهد که خودشان عزم تغییر سرنوشت خود را داشته باشند.و هرچه ملتی مدعی تر باشند امتحانشان سخت تر می شود.

اکنون چند صباحی از غدیر به عنوان سمبل ولایت پذیری و عهد با ولی زمان می گذرد و چه بی رحمانه بیعت کنندگان مغرور غدیر، ولی زمانشان، حسین (ع)، را به مشتی گندم و سکه فروخته، او را مظلومانه و بی یاور بر نی برده و نهایتا در امتحان بزرگ عاشورا، بدنام ترین عهد بندان لقب گرفتند.آری عاشورا و کربلا بهانه ی امتحانی بس عظیم برای قومی پر ادعا بودند.

همیشه ی تاریخ هر کس که ادعای حسینی بودن داشته باشد، بی شک پیش از مرگش او را به کربلا و عاشورای حسین (ع) می آزمایند.پس هرلحظه باید حواسمان باشد تا نلغزیم چرا که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و کل شهر محرم».

امروز حسین (ع) در راه کوفه و نزدیک کربلاست.حسینی که بزرگترین صحنه ی استکبار ستیزی عالم را به رخ کشید و درس آزادگی و تن ندادن به خواری وذلت  را - ولو به قیمت فدای جان و خانواده خود- هوشمندانه بر صفحه ی روزگار جاودانه کرد.

حال صفحات استکبار ستیزی تاریخ ورق خورده و این ایام نیز تبدیل به صحنه ی مقابله با استکبار شده است.گویی امتحانی بزرگ برای همه ی انقلابیون عالم علی الخصوص ملت ایران در حال رقم خوردن است.در این میان عده ای دوباره و پس از انتخابات و فراهم شدن شرایط جدید و در پی برخی ملاقات ها و مذاکرات، فرصت را محیا دیده و خود را به خواب غفلت زدند و به نظر می رسد بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب اسلامی ایران می خواهند امیال و غرایض خود را بر عهد خود با نظام اسلامی ارجحیت داده زهر خود را بر پیکره ی انقلاب وارد نمایند.بر زبان شعار اطاعت از ولایت سر می دهند و در عمل پازل دشمن را کامل می کنند.از دوستی و مذاکره با آمریکا و صداقت طرف مقابل می گویند.اما فقط تجربه تاریخ سی و اندی ساله انقلاب اسلامی حکایت دیگری دارد.حال آنکه حوادث قبل از انقلاب را هم نمی توان نادیده گرفت.این روند را مورد تایید رهبر انقلاب دانسته و نظر خود را با آن توجیه می کنند.اما آخرین سخنان و مواضع رهبری در قبال آمریکابیانگر مطالب دیگری است:

"به آمریکایی ها بدبینیم.به آن ها هیچ اعتمادی نداریم.دولت ایالات متحده آمریکا را دولتی غیر قابل اعتماد، دولتی خود برتر بین، دولتی غیر منطقی و عهد شکن، دولتی سخت در پنجه ی تصرف و اقتدار شبکه صهیونیسم بین الملل می دانیم.   امام خامنه ای 13/7/92"

حال آیا در مواضع رهبر انقلاب تغییری نسبت به آمریکا و اسرائیل  بوجود آمد؟  که عده ای غفلت زده و ذلت وار در طلب آمریکا سر و دست می شکنند و عهد خود را با نظام و انقلاب فراموش کرده اند.

به نظر می رسد باید نکاتی را یادآوری نمود شاید پرده های غفلت کنار رفته و صحنه کمی شفاف تر گردد.

  1. اینان ابتدا سفر به آمریکا و ملاقات با مسئولین آمریکایی و یا حتی تماس تلفنی با آنان را مایه ی دلخوشی و برگ برنده در حل مشکلات بیان می کردند و طوری می نمایاندند که گویی از فردای آن، روابط ایران و آمریکا برقرار می شود.اما دیده شد که پس از آن همان دولت آمریکا چگونه با بی مسئولیتی تمام ، همه ی ماجرا های بوجود آمده را برگردن هیئت ایرانی گذاشته و توپ را در زمین ایران انداخت.که اگر در آن ماجرای تماس تلفنی، آمریکایی ها پا پیش گذاشته بودند و مدام در صدد کتمان آن بودند، چطور می توان از صداقت آمریکایی، رابطه و مذاکره ی شفاف دم زد؟البته نمی توان نظر و نارضایتی رهبر انقلاب در مورد برخی ملاقات ها را هم نادیده گرفت.
  2. ملاقات رئیس دولت آمریکا با سگ نگهبان خاورمیانه، پس از ملاقات ها با هیئت ایرانی و برخی سخنان رد و بدل شده و در کمال ناباوری صحبت از گزینه ی نظانی روی میز چطور می تواند حسن نیت و صداقت را بیان کند؟
  3. بیان بند های محرمانه ی مطرح شده در مذاکرات ژنو از طرف مقابل ،آن هم زمانی که صحبت از محرمانه بودن آن ها می شد چه مفهومی دارد؟ حتی اگر بند های مطرح شده نادرست بوده و گمانه زنی ای بیش نباشند،اصل طرح آن ها و رسانه ای شدنشان توسط بنگاه های خبر پراکنی ای که آلت دست خودشان هستند،نمی تواند نشانی جز کج سلیقگی و مکر طرف مقابل و درنتیجه غیر قابل اعتماد بودنشان داشته باشد.
  4. پس از چندین دور مذاکره و حل و فصل بسیاری از مفاد مورد بحث در آن ها، حال که صحبت از نرمش قهرمانانه و کمی مدارای طرف ایرانی به میان آمده، این طرف غربی است که وقیحانه صحبت از حل ابتدایی ترین مفاد آن از جمله اعتماد سازی ، پروتکل الحاقی و مواردی دیگر می کنند. با اینکه بر اساس فتوای مقام معظم رهبری مبنی بر حرام بودن استفاده از سلاح هسته ای، خودشان هم تردیدی در عدم استفاده ایران از آن ندارند باز هم با اهرم فشار قرار دادن آن قصد فشار بر هیئت ایرانی دارد.نمی دانیم بر اساس چه منطقی باید این همه اعتماد در پیش بگیریم.
  5. غربی ها در میان مذاکرات قصد خود از آزاد سازی اموال بلوکه شده ایران در آمریکا و اروپا را بیان می کنند.در این باره 2 نکته قابل بحث است:الف) این عمل بیشتر شبیه به پیش کشی یک آب نبات چوبی در عوض آن چیز اساسی است که ما لغو تحریم ها می نامیمش در حالی که کمترین توقع در این مذاکرات کاهش تحریم ها می بود.ب) سوالی که در مورد آزاد سازی اموال ایران مطرح می شود این است که آیا ارزش گذشت سالیان از بلوکه شدن آن ها به آن اضافه شده است یا بر اساس همان زمان تحویل می گردد؟
  6. این روز ها صحبت از جمع آوری تابلو هایی است که نمایانگر باطن صداقت آمریکایی هستند.و یا عده ای از حذف شعار مرگ بر آمریکا دم می زنند.توجیه مخالفان وجود چنین حرکت هایی، نزدیکی به مذاکرات جدید و نیاز به اعتماد سازی و فراهم آوردن فضایی آرام برای آن دارد.اما بیان مطالبی در این خصوص خالی از لطف نمی باشد:الف) مسلما ما ملتی نیستیم که بی دلیل علیه کشوری و یا دولتی شعار مرگ سر بدهیم.این اقدامات غیر انسانی و حیله گری و غیض ذاتی آمریکا نسبت به ملت ایران است که مسبب چنین عکس العمل هایی از جانب می شود.پس تنها شرط حذف این شعار از زبان و دل و جان مردم ما، تغییر رویکرد آمریکاست.یادمان نمی رود آن برهه از زمان را که مصدق به آمریکایی ها رو کرد تا دست انگلیسی ها را از کشور کوتاه کند.اما نتیجه ی اعتماد به آمریکایی ها چه شد؟جز کودتایی که تحقیر را برای ایران به همراه داشت؟ب) حافظه ی تاریخی ما پوستر های نصب شده ضد ایرانی سالیان گذشته در آمریکا را برایمان یادآوری میکند.ج) چطور ممکن است که وندی شرمن پس از مذاکرات هسته ای در بین مسئولین آمریکایی حق بی احترامی به ملت ایران را دارد اما ما حق بیان اصولی ترین شعار انقلاب خود را نداریم؟چطور می خواهیم پاسخ شهدا را بدهیم؟
  7. صحبت از صلح دوستی،حقوق بشر، صداقت و توان اعتماد به کشوری می شود که حتی به شرکا و هم پیمانان غربی خود هم رحم نمی کند و از شنود تلفنی تا سایر روش های جاسوسی علیهشان استفاده می کند.واقعا جای تلنگر به خود ندارد که تا چه اندازه چنین کشوری صلاحیت ادعای حقوق بشر را می تواند داشته باشد؟ و تا چه اندازه می توان به صداقتش اعتماد داشت؟حال آمار های میلیاردی جاسوسی منتشر شده از ایران دیگر جای خود دارد.
  8. باید انصاف داد که پس از سی و اندی سال تحمل انواع فشار و رنج ها و مواجهه با جنایات آشکار رو نهانی همچون ترور فرزندان این ملت از جانب طرف مقابل، دیگر نمی توان باز هم به آنان اجازه ی گرفتن دست بالا در مذاکرات را داد.
  9.  
  1. یادمان نرود آنجا که جام زهر نوشیدیم و کوتاه آمدیم و بعد از سه روز شد آنچه نباید می شد.

آیا این درس عاشورا و عاشورائیان است؟آیا این عزت ایرانی است؟آیا ما که ملتی با سابقه ی هفت هزار سال تمدن داریم و هرگز  در طول این دوران به قدرت های دیگر باج نداده ایم، باید در مقابل یک دولت چند صد ساله این گونه حقارت ها را بپذیریم؟یک بار در زمان مصدق به آمریکایی ها اعتماد کردیم و نتیجه اش را در کاپیتولاسیون آن زمان دیدیم؟ آیا باز هم باید منتظر چنین حقارت هایی باشیم؟عمریست که این دوستان اصحاب صفین صفت هرگاه تا پای ضربت آخر بر فرق استکبار پیش رفته ایم، برپشتمان داده اند و محکوممان کرده اند به  افراطی گری و تندروی.ما را به جمعی نمازخوان دور از سیاست متهم می کنند. در آخر هم نتایج عمل خودشان هم که معلوم است!!!حقارت!!!!

اما دیگر نه «غیر المغضوب علیهم» و نه« ضالین ها» را می توان بخشید و نه از غفلت ابوموسی اشعری گونه می توان گذشت چرا که امروز در پیچ تاریخی به سر می بریم که حاصل استقامت ها و خون دل خوردن ها و تحمل انواع زخم زبان هاست.خوب است این دوستان به اصطلاح دلسوز توجه داشته باشند که نتنها اقدامات ضد آمریکایی و صهیونیسم بین الملل، امنیت ملی کشور ما را به چالش نمی کشاند بلکه تاریخ و تجربه ثابت کرده اند که هرگاه  از موضع قدرت وارد شدیم برنده بوده ایم و با عزت؛ و هرگاه سر به زیری پیشه کرده ایم، نه تنها طرف مقابل کوتاه نیامده  که آن را نشان ضعفمان تلقی کرده  و بر طبل پر رویی و مدعی گری خود بیشتر کوبیده است. آنجا که می فرماید:" و لن ترضی عنک الیهود و النصری حتی تتبع ملتهم قل ان هدا الله هو الهدی و لئن اتبعت اهوآءهم بعد الذی جاءک من العلم ما لک من الله من ولی ولا نصیر"(بقره/120)

در انتها تنها راه حل تمام مشکلاتمان را در ادامه راه مقاومت و پایبندی به اصول دین و انقلاب و رهبرمان می دانیم و اعلام می داریم تا روزی که پرچم اسلام را تا آنسوی دنیا بر زمین نکوبیم بسیجی وار این راه را ادامه می مدهیم و میدان را خالی نخواهیم کرد.

والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین.(عنکبوت/69)


» برچسب ها :



مطالب مشابه


مطالب تصادفی

Go to TOP
طراحی و پیاده سازی : کیمیا سامانه
داده پرداز کیمیا