اخبار مازند اصناف پایگاه اطلاع رسانی اصناف مازندران - کد خبر : 37868 مورخ:[1398-10-05 10:50:01]
جدال نابرابر ویلچر با خیابان‌ها و پیاده‌روها/ ورود برای معلولان ممنوع!
گذر از هفت خوان زندگی برای معلولان؛

جدال نابرابر ویلچر با خیابان‌ها و پیاده‌روها/ ورود برای معلولان ممنوع!

فضاهای اداری، بانک‌ها، مراکز درمانی و مجتمع‌های مسکونی به هیچ وجه متناسب با نیاز معلولان نیست و گویی در این میان نیازی به تردد معلولان در جامعه احساس نمی‌شود.

به گزارش مازند اصناف؛ گاهی در مقابل افراد سوژه‌های گزارشم جای تمام مسئولان شهرستان و استان شرمنده وسرافکنده می‌شوم، جای تمامی مسئولان به خاطر حق طبیعی ضایع شده افراد عذرخواهی می‌کنم، روزی در حال حرکت در پیارو خیابان بودم فکرم درگیر مشکلات روزمره بود که پاهایم لیز خورد، به زیر پایم نگاه کردم، تکه‌ای از غذای فاسد شده موجب لیز خوردن من شده بود، کمی با حواس متمرکز تر حرکت می‌کنم چند قدمی هنوز برنداشته بودم که وانت باری با پارک در پیاده‌رو مسیر عبور مرا بسته بود، مسیرم را به سمت خیابان کج کردم و تا از ماشینی که سدمعبر شده بود عبور کنم، کمی جلوتر پیاده رو ناتمام قطع شده و با یک ناهمواری تبدیل می‌شود، کمی می‌ایستم به عقب نگاه می‌کنم هنوز 100متر را طی نکردم سه مانع برای عبور از یک پیاده‌رو در خیابان اصلی شهر!

نیاز نبود که چشم‌هایم را ببندم و خود را جای یک معلول یا با نابینا مقایسه کنم فقط کمی که دقیق‌تر  نگاه می‌کنم به مسیر هر روزه خود، نگاهی دقیق به مطالبات دیگر انسان‌ها اعم از معلولان، سالمندان و بیماران که پر از بی‌توجه بوده و همین بی‌توجهی منشأ نابرابری که موجب شده تا تبعیض علیه معلولان در زندگی روزانه آنها مشهود شود.

*آرزوی گذر از خیابان‌ها و کوچه‌های شهر

صالح و سینا دوقلوهای 18 ساله‌ی شهر زیراب در آرزوی گذر از خیابان‌ها و کوچه‌های شهر خود هستند، 2 جوان تیزهوشی که فقط از دریچه پنجره ماشین خیابان را دیده‌اند، تا این سن هیچ‌گاه لذت خرید را حس نکردند، صبحانه چای نمی‌نوشند، به سینما نرفته‌اند و دلیل تمام این حق‌های طبیعی ضایع شده نداشتن رمپ مناسب برای عبور و مرور از خیابان و یا محل تحصیل است.

سینا و صالح هنگام تولد به علت کمبود اکسیژن فلج مغزی می‌شوند و توان حرکتی خود را ازدست می‌دهند مدارس شهر زیراب و پل‌سفید برای حضور معلولان مناسب سازی نشده است، سرویس‌های بهداشتی مدارس مناسب این قشر نیست به همین علت سینا و صالح که امسال سال آخر دبیرستان را سپری می‌کنند برای اینکه نیازی به سرویس بهداشتی نداشته باشند، صبحانه چای نمی‌نوشند در غیر این صورت باید به منزل برگردند.

این دو ناتوان جسمی نمی‌توانند به سینما بروند، یا حتی برای کاهش اضافه وزن قادر نیستند در باشگاهی ثبت نام کنند و تنها همدم 18 ساله‌ی این دو نوجوان بازی‌های کامپیوتری است، چرا که تمام ساختمان‌های شهر پله دارد، ادارات مناسب سازی نشده، در نظام مهندسی شهرستان گویی تا به حال کلمه مناسب سازی بیان نشده است و شهر فقط  متعلق به افراد سالم است، سینا و صالح امکان بهبود را دارند اما توان مالی خانواده  کفاف هزینه‌ی درمان آنها را نمی‌دهد، آرزوی راه رفتن خود داغی گران بر سینه این دو نوجوان است اما از نظر من بدتر آن است که فقط با کمی درایت و مدیریت می‌توانستیم آرزوی دیدن کوچه‌ها و خرید کردن را از آنها دریغ نکنیم اینجاست که من شرمنده این دو قلوها می‌شوم.

*کم‌رنگ شدن حضور ناتوانان جسمی در جامعه

شنیدن و دیدن رنج این بچه ها مرا آشفته و بی‌قرار می کند دوست دارم از آن خانه فرار کنم، پیاده‌روهای شهر آنقدر بی‌نظم هستند که  امثال سینا نمی‌توانند بدون حادثه‌ای قدم از قدم بردارند و ترس از همین حادثه‌ها، همیشه آنها را وادار می‌کند تا هزینه آژانس را متقبل شوند و برای لحظه‌ای هم پا به داخل این پیاده‌روها نگذراند و همینگونه می‌شود که کم‌کم حضورشان در جامعه کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر می‌شود، جامعه‌ای که با وجود حضورشان هم آنها را نادیده می‌گیرد، آرزو سینا و صالح در ذهن ما جایی ندارد، مگر قدم در پیاده رو گذاشتن در دنیای پیچیده امروز می‌تواند آرزو کسی باشد!!

از خانه سینا و صالح امیری خارج می‌شوم قدم در پیاده رویی می‌گذارم که احساس ناخوشایندی نسبت به آن دارم، تیرهای چراغ برق و تلفن، درختان مزاحمی که حق مسلم صالح را از وی گرفتند، معلولی به سختی در حال گذر است ویلچرش را حرکت می‌دهم و می‌پرسم چرا با تاکسی نمی‌روی که پاسخ می‌دهد آبجی در این شهر مگر زندگی نمی‌کنی، رانندگان تاکسی از ما فراری هستند، می‌ترسند ویلچر ما را جمع کنند یا کمک کنند سوار تاکسی شویم، روزی رفته بودم استخر اجازه ورود به من ندادند و رو به من گفتند  چرخ‌های ویلچرت استخر را کثیف می کند... درد ما معلولان فقط ناتوانی جسمی نیست درد ما درد دیده نشدن، درد تبعیض و نداشتن حق طبیعی زندگی است...
 
 
*«معلولیت محرومیت نیست» کلماتی برای موجه کردن و عادی جلوه دادن وعده‌های مسئولان

هیچ گونه نظارت فنی و تخصصی برای تعبیه رمپ و مناسب سازی فضای داخلی ادارات شهرستان صورت نگرفته است، به تعداد انگشتان یک دست هم این مناسب سازی رعایت نشده است،«معلولیت محرومیت نیست» این جمله و هزار جمله دیگر همه بازی با کلماتی است که مسئولان برای موجه کردن و عادی جلوه دادن وعده‌هایشان به کار می برند، معلولیت محدودیت نیست ولی برای اینکه یک معلول بتواند در جامعه حضور موثری داشته باشد باید زیرساخت‌ها و مبلمان شهری برای او فراهم باشد که متأسفانه در شهرستان سوادکوه زیرساخت‌ها و مبلمان شهری برای حضور یک معلول در جامعه فراهم نیست و معلولان با کمک دیگران در معابر عمومی تردد می‌کنند.

فضاهای اداری، بانک‌ها، مراکز درمانی و مجتمع‌های مسکونی به هیچ وجه متناسب با نیاز معلولان نیست و گویی در این میان نیازی به تردد معلولان در جامعه احساس نمی‌شود.

*توانمند شدن معلول مستلزم فراهم شدن زیرساخت‌ها در جامعه

توانمند شدن معلول مستلزم فراهم شدن زیرساخت‌ها در جامعه است، باید زیرساخت‌های زندگی شهری و نقل ‌و انتقال و تردد برای معلولان به‌گونه‌ای باشد که بتوانند در جامعه به سهولت حاضر شوند و این حضور است که اعتماد به ‌نفس معلول را تقویت می‌کند، سال گذشته کنار عابر بانک رفاه کارت من به سرقت رفت چرا که خود نمی‌توانستم به دلیل نداشتن رمپ مناسب برای برداشت پول اقدام کنم، کارت بانکی در اختیار رهگذری قرار دادم که آن را به سرقت برد، اینها بخشی از دلگویه‌های نقی قدیری کفاش ویلچر‌نشین شهر من پل‌سفید است.

قدیری می‌گوید من یک قهرمان ورزشی هستم که نمی‌توانم در اداره تربیت بدنی شهرستان سوادکوه حضور یابم، هنرمندی هستم در روزی که قرار بود برای گرفتن جایزه در سالن ارشاد حاضر شوم تمام غرور و اعتماد به نفسم را بر باد رفته دیدم، آن روز به جای خوشحالی باری از غم، تبعیض معلولیت را با تمام وجود حس می‌کردم چرا که نتوانستم خود وارد سالن شوم، چند نفر ویلچر مرا بلند کردند.

*نیاز جامعه به مناسب‌سازی و معماری فرهنگی و فیزیکی برای حضور یک معلول

نقی قدیری تا سن 10سالگی  فردی سالم بوده و در اثر بیماری و تزریق آمپول اشتباهی تقدیر زندگیش تغییر می‌کند تا ویلچر را به اجبار عنوان دو پای پذیرد، نقی از دهه 70 به عنوان کفاش شهر مشغول به فعالیت است او هر روز بیش از یک کیلومتر را از منزل تا محل کار پیاده طی می‌کند در مسیر عبور و مرور با مشکلات زیادی روبه رو است، وی بعد از گذراندن 14 عمل جراحی توانست از بی‌تحرکی کامل به تحرکی در حد ویلچرنشینی برسد.

نقی کوهنوردی می‌رود، در مسابقات ویلچر سواری شرکت کرده، اهل ساز و موسیقی سنتی است و از راه کفاشی امرار معاش می‌کند، گلایه‌مند است از حق طبیعی خود و دیگر معلولان که در جامعه نادیده گرفته می‌شود، با درد ابراز می‌کند متأسفانه در ساخت واحدهای مسکونی، ابنیه‌ها، سازمان‌ها و ادارات، مناسب‌سازی لازم برای معلولان انجام‌نشده است، معلولان هیچ جایگاهی در جامعه ندارند، برای حضور یک معلول در جامعه، نیاز به مناسب‌سازی و معماری فرهنگی و فیزیکی است.

*جدال نابرابر ویلچر با خیابان‌ها و پیاده‌روها

قدیری بیان می‌کند ویلچرهای که در اختیار ما قرار می‌گیرد از کیفیت مناسبی برخوردار نیستند با این کیفیت پایین وقتی قرار است با ویلچر به جدال با خیابان‌ها و پیاده‌روها برویم، ویلچر ما شکست می‌خورد و ظرف چندماه فرسوده می‌شود و هزینه‌ای دیگر بر بار زندگی یک معلول اضافه می‌کند.
 
کفاش کهنه‌کار شهر پل‌سفید می‌گوید سد معبر در تمام نقاط پیاده‌روها وجود دارد هنوز این فرهنگ ایجاد نشده ممکن است روشن دلی قصد عبور از این مسیر را داشته باشد چه کند؟ هیچ کدام از بانک‌های سطح شهر و ادارات مناسب ورود یک یک معلول نیست واقعاً ما حق زندگی نداریم، نامزدهای انتخاباتی بارها به ما وعده دادند و رفتند، تمام مسئولیت مسئولان فقط در حد بازدید خلاصه شده است.

قدیری معتقد است باید فعل خواست را صرف کرد و با یادآوری خاطره کودکی بغض خود را مردانه فرو می‌خورد«سال‌های ابتدای معلولیتم فردی به مادرم گفت این کودک را  کنار خیابان یا در بهزیستی رها کن، چراکه جز مزاحمت چیزی ندارد، آن روزها توان هیچ حرکتی را نداشتم، فقط گوشهایم می‌شنید و بس، از همان روز فعل خواستن را صرف کردم قهرمان ملی شدم و روزی که با عنوان قهرمانی برگشتم به همان فرد گفتم من همان کودکم که تجویز می‌کردی رهایم کنند این روزها هم جامعه ما را رها کرده و جایگاهی برای ما در نظر نگرفته است باز هم فعل خواستن را صرف می‌کنیم.

از نقی هم خداحافظی می‌کنم به سمت آپارتمان و ادارات شهرستان حرکت می‌کنم، ورودی ساختمان‌ها با پله‌های عریض به رویت لبخند می‌زند، همان ابتدا که این آپارتمان در حال ساخت بود گویا احتمال اینکه فردی دارای معلولیت هم نیاز به استفاده از این مکان را داشته باشد داده نشده است، سالمندی اگر بخواهد وارد ساختمان شود باید نفس نفس زنان پله‌ها را طی کند.

فرد ویلچری هم اگر بخواهد وارد شود باید چهار نفر صندلی چرخدار و سوار آن را بغل بزنند و از پله‌ها پایین و بالا ببرند، معلولان غیرویلچری هم تکلیفشان معلوم است کلاً قید ورود به آپارتمان و اداره مذکور را بزنند بهتر است، اصلاً انگار معلولیت در فرهنگ لغات ما هنوز جای نگرفته است و گویا آنان از این اجتماع و مردم نیستند.

این روایتی است از فضای واقعی جامعه‌ای که سال‌ها است در تلاش برای رسیدن به ایده‌آل‌هایی از جمله شهر دسترس‌پذیر برای معلولان، جانبازان، سالمندان، زنان باردار و در کل افراد کم‌توان جسمی است، تلاشی که هر روز تازگی دارد اما نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود.

شهری که در پیاده‌روهای ناموزون آن اگر کمک عابران پیاده نباشد تقریباً نمی‌توانی صندلی چرخدار را حرکت دهی از جوی‌های پهن و باریک که در هر منطقه به تبعیت از میل و سلیقه طراحی شده تقریباً بدون کمک نمی‌توانی بگذری، رمپ ویژه نابینایان که توسط مغازه‌داران مسدود شده است، کسبه‌ای که نه تنها تا وسط پیاده‌رو را گرفته‌اند بلکه تابلوهای تبلیغی خود را روی رمپ ویژه نابینایان قرار داده‌اند.

*عدم صدور پایان کار برای مراکز و اماکن عمومی فاقد شرایط ایاب و ذهاب معلولان

حاتم دادمهر با بیان اینکه در ماده دو قانون جامع حمایت از معلولان لحاظ شده که کلیه مراکز عمومی،اماکن عمومی باید دارای شرایط ایاب و ذهاب معلولان باشد، گفت: هر ساختمانی که دارای این شرایط نباشد شهرداری‌ها مجاز به صدور پایان کار نیستد.

وی با تاکید براینکه 30 درصد جمعیت شهرستان نیاز به مناسب سازی دارند، افزود:16 درصد جمعیت شهرستان را افراد سالمند بالای 60 سال تشکیل می‌دهند که اگر کنار جمعیت ناتوان جسمی و نابینایان قرار گیرند 30 درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند.

رئیس بهزیستی شهرستان سوادکوه با اشاره به اینکه مناسب‌سازی فقط شامل رمپ‌های ورودی نیست بلکه تمامی سرویس‌های بهداشتی، درگاه‌ها نیز نیاز به مناسب‌سازی دارند، تصریح کرد: با همه پیگیری‌ها و برگزاری جلسات مناسب‌سازی متاسفانه فقط 20 درصد ادارات مناسب عبور و مرور معلولان است، تیم مناسب‌سازی شهرستان از 75 اداره بازدید بعمل آورده و تمام نقص‌های مناسب‌سازی را بررسی کردیم و موانع مربوطه به دستگاه‌ها ا
بلاغ شده است، هر رمپ استاندارد باید 8 درصد شیب داشته باشد ولی متاسفانه رمپ‌هایی که ساخته می‌شوند بیشتر شبیه به پرتگاه هستند و به هیچ وجه مناسب تردد معلولان نیست.

*معابر و اماکن شهری مناسب‌سازی نشده است

این مسئول با بیان اینکه معابر و اماکن شهری نیز مناسب‌سازی نشده است، موزائیک‌کاری‌ها مناسب عبور افراد نابینا و کم‌بینا نیست، افزود: مردم شهرستان سوادکوه نیز هنوز به این فرهنگ دست نیافتند جلوی درب منازل خود را سلیقه‌ای طراحی نکنند یا حداقل ماشین را درون پیاده‌رو پارک نکنند، دستگاه‌های ای تی ام ها و بانک قابل دسترسی برای معلولان نیست.

دادمهر تصریح کرد: در شهر پل‌سفید با همکاری شهرداری تابلو پارک معلولان نصب شده که متاسفانه شهروندان نسبت به این تابلوها بی‌توجه هستند و رعایت نمی‌کنند، پل‌های روی جوی‌های باید 120 سانت عرض داشته باشند که موارد مهندسی و فنی در این موارد رعایت نشده است.

وی با اشاره به اینکه در نظام مهندسی جدید شهرداری‌ها این فرهنگ سازی صورت گرفته است که بدون مناسب سازی پایان کار صادر نشود افزود: پله‌های بعضی از ادارات به گونه‌ای است که افراد سالم هم توان بالا رفتن از پله‌ها را ندارد، در جلسه کمیته برنامه‌ریزی اعلام شده است، اداراتی که نیاز به مناسب‌سازی دارند در اعتبارات خود این طراحی را در نظر بگیرند که متاسفانه ادارات در اعتبارات خود این مورد را هم لحاظ نکردند.

*تفاهم نامه‌ با بسیج سازندگی برای مناسب‌سازی منازل معلولان  
 
رئیس بهزیستی شهرستان سوادکوه گفت:سازمان بهزیستی برای هر معلول جسمی حرکتی و نابینا مبلغ 2 میلیون تومان برای مناسب‌سازی منزل اختصاص داده است، برای خانواده‌های متقاضی این شرایط ایجاد شده است، تفاهم نامه‌ای نیز با بسیج سازندگی امضاء شده است که کار مناسب‌سازی منازل معلولان انجام شود.

این مسئول با بیان اینکه 250 معلول از 870 نفر معلول شهرستان سوادکوه معلولان جسمی حرکتی هستند، افزود:70 نیمه بینا و نابینا، 12 معلول قطع نخایی غیرجنگی نیز در شهرستان نیز نیاز به مناسب‌سازی دارند، با آموزش و پرورش هماهنگ شده کلاس‌های درس دانش آموزان معلول در طبقات هم کف قرار گیرد.

* از هر 50 نفر در سوادکوه یک نفر معلول است

جمال باقری با بیان اینکه از ۵۸هزار و ۸۱۰ معلول استان مازندران نزدیک به ۹۰۰ نفر در سوادکوه است، آمار وضعیت شهرستان را در این حوزه خوب ندانست و افزود: از هر 50 نفر در سوادکوه یک نفر معلول است.

وی با اعلام اینکه معلولیت نه ناتوانی مطلق بلکه محدودیت است، خاطرنشان کرد: اما معلولیت خانواده‌ها را درگیر کرده و هزینه مضاعفی را به سبد خانواده تحمیل می‌کند و با توجه به شرایط کنونی اقتصادی، فشار مضاعفی به این خانواده‌ها وارد می‌شود؛ از این رو، بر مسئولان است تا پیگیری شرایط معلولان را در دستور کار خود قرار دهند و خانواده‌های دارای معلول را به سمت مراکز مشاوره رهنمون شوند تا طی یک برنامه چند ساله بتوانیم آمار معلولیت سوادکوه را از یک پنجاهم به یک صدم تقلیل دهیم.

مدیرکل بهزیستی مازندران با بیان اینکه قانون جامع حمایت از حقوق معلولان خوب تدوین شده اما در اجرا، خصوصا در شهرستان‌ها، دچار مشکل است، گفت: یکی از مباحث ابتدایی این قانون، مناسب‌سازی دسترسی اماکن و معابر عمومی برای ورود همه افراد جامعه از جمله معلولان است که اجرایی نشده است.

*رعایت بحث مناسب‌سازی تنها در یک سوم از اماکن عمومی مازندران

این مسئول با بیان اینکه در قانون به صراحت شهرداران را مکلف کرده تا اگر مکان عمومی اصول مناسب‌سازی در آن انجام نشده باشد، شهرداران اجازه صدور پایان کار ندارند، افزود: نظارت بر این موضوع بر عهده فرمانداری است.

باقری در پایان با بیان اینکه بحث مناسب‌سازی تنها در یک سوم از اماکن عمومی استان رعایت شده است، افزود: ۶۶درصد اماکن عمومی مناسب تردد همه افراد جامعه خصوصا معلولان نیست.

حرف آخرم با جامعه سالم احتمال نمی‌دهی که یک روز دچار معلولیت شوی!؟ این جمله‌ای است تلخ اما واقعیت جمله‌ای که اگر همیشه از خودت بپرسی دیگر از ریسه کشیدن عادت برای معلولان دست بر می‌داری، عادتی که گاهی عجین است با ترحم و گاهی هم بی‌تفاوتی.

هرگاه هرجا که حقوق معلولان رعایت نمی‌شود به دفاع از آنان بپردازیم، در واقع توانسته‌ایم خود را از شعارهای پوچ رایج در جامعه رها کنیم، شعارهایی که گاهی چنان از زبان مسئولان می‌ریزد که باورش هم برای خود گویندگان سخت است و اینجا با خودت کلنجار می‌روی و می‌گویی که نخست باید به جای مناسب‌سازی خیابان‌ها «مناسب‌سازی اندیشه‌ها» صورت گیرد.

لحظه آخر روبه روی مرکز خرید چهره سینا و صالح را در ذهنم نمایان می‌کنم و اشک بر گونه‌هایم می‌غلتد، به فکرم می‌رسد که اگر زندگی یک حق برابر است باید برای تمام شهروندان این حق به تساوی توزیع شود، از مقابل یک مرکز خرید می گذرم مردم در حال آمد و شدند به ورودی مرکز خرید نگاه می‌کنم  اثری از سطح شیب‌دار نیست و آرزوی خاکستر شده سینا 18 ساله به من دهن کجی می‌کند اینجا  به زندگی ایست می‌دهم و به روهمه‌ی مسئولان، رو به همه که یک شهروند بدون معلولیت هستند، می‌گویم «ببخشید. دیگر نمی توانم این تبعیض را نظاره بشینم » پایان  واقعیت تلخ، این تصویر از آرزوی دو نوجوان شهرم در غروب دلگیر در حاشیه خیابان نفسم را بند آورده و نفس زنان خطاب به  شما مسئولان می پرسم «به نظر شما مهم‌ترین مانع حضور معلولان در جامعه چیست؟ موانع فرهنگی یا فیزیکی؟»... پاسخ را به شماره خود پیامک کنید.../بلاغ

انتهای پیام/

» برچسب ها :



مطالب مشابه


مطالب تصادفی

Go to TOP
طراحی و پیاده سازی : کیمیا سامانه
داده پرداز کیمیا